من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است
از پاهايم آويزان شدهام
دنيا زيباتر شده است،
در زندان
سر انگشتان باران ، منم کورمال کورمال در جستجوی تو این چترها اگر می گذاشتند پاییز می آید گنجشکها هر روز برای من چیز تازه ای می شوند چتری کتابی شعری و گاهی آوازی تا خالیم کنند سرت را بلند کن مرا بی صدا ببوس تا با صدای بلند برایت ببارم
Post a Comment
1 comment:
سر انگشتان باران ، منم
کورمال کورمال
در جستجوی تو
این چترها اگر می گذاشتند
پاییز می آید
گنجشکها هر روز برای من
چیز تازه ای می شوند
چتری
کتابی
شعری
و گاهی آوازی تا خالیم کنند
سرت را بلند کن
مرا بی صدا ببوس
تا با صدای بلند برایت ببارم
Post a Comment